تبليغاتX
نسیم بارون

نسیم بارون

باتمام خاطرات اینجابسته میشه

سلام اين آخرين پست اين وبلاگ پرازخاطره واسه منواميره

وبلاگي گه پرازخاطرات تلخ و شيرينه براي هردوي ما . پست قبلي ، اميرجان گفتي نمي توني ديگه اينجا چيزي بنويسي منم ميگم بهتره هنوزكه ازم متنفرنشدي خودتو نجات بدي شايداينطوري هردو راحت بشيم.

اين پست وبلاگ رو من نوشتم تا بگم اينجا براي هميشه بسته ميشه وهمين جا ازت تشكركنم بخاطر اينكه تا آخرين لحظه اجازه داد كه همه احساسمو بي هيچ دغدغه اي بهت بگم وخيلي جاها هم به حقيقت حرفات پي بردم.

توئي كه هميشه بديهاي منوباعشق ومحبت جواب دادي جوري كه من پررو شدم جوري كه احساس مي كنم همه بايد مثل تو باشند و اين غيرممكنه. توئي كه توقع من ازت زياد شد واين باعث شدمن خيلي اذيتت كنم توئي كه ازت بدي نديدم ولي اينو مطمئنم بدي بهت زيادكردم.

امااينومي خوام بدوني و بهت بگم وقت واحساست رو براي كسي بزاركه ارزششو داشته باشه.

برات بهترينهاروآرزومي كنم اميدوارم دفعه ديگه بايكي مثل من آشنانشي وهميشه برات لحظه هاي شادي رو بوجود بياره.

همينجاازهمه دوستاني كه به اين وبلاگ لطف داشتن ومارو تنها نزاشتم مي خوام به وبلاگ جديد امیر سربزنند واونوتنهانزارند.

موفق وسلامت باشي ، عاشق وشاد بماني
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 9:2  توسط امیر  | 

دوستان گلم سلام ممنونم که این مدت به من سر زدید به علت دلایل

 شخصی از این وبلاگ کناره گیری میکنم چون این وبلاگ خیلی خاطره ها را

 برای من زنده میکنه و وبلاگ جدیدم را به یکی یکی شما میگم و برای

 شما روزهای خوشی را ارزو میکنم و از شما میخوام منو تنها نذارین چون

 دل کندن از این وبلاگ هم سخته کمکم کنید امیر

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 13:8  توسط امیر  | 

فاصله

فاصله» ، عشق های معمولی را از بین

 می برد. اما «فاصله» عشق های بزرگ و

 همیشگی را شدت می بخشد وزیادتر

 می کند.مانند باد که شمع را خاموش می

 کند وآتش را شعله ور می سازد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 21:35  توسط امیر  | 

اخرین دلنوشته برای کسی که ......

این بار هم تو را می یابم

در هیاهوی یک التهاب ناب

که صداقت را معنا می کند

تو را آغاز می کنم

به روی برگهای سپید

تا برگهای دفتر زندگییم

آرام ،آرام از روح ترانه هایت لبریز شوند

باز می گردم به آغاز

به ابتدای نگاه تو

به اوج احساسهای بی نشان

دوست داشتن

رمزی برای رهایی از تکرار است

دوست د اشتن

رسیدن به اوج جاودانگی باورهای ماست

ولی افسوس...

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم

 آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم

 و بعد...

براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

پس هیچ وقت دریغ نکنیم

 برای دوست داشتن

 

**********************************

 

من مانده ام و دنیایی حرف نگفته

ان روزها گذشتند روزهای پیاپی شور زندگی

روزهایی که بوی امید می داد

لحظه هایی که مرا تا اوج خوشبختی می رساند

اما...

حالا من مانده ام و دلتنگی

من مانده ام و دنیایی حرف نگفته

حالا من هستم و خستگی از

 رکود لحظه های کبود خاطره

انگار گم شده ام در هجوم سکوتی تلخ

انگار از ذهن زمان پاک شده ام

و در سیاهی سمج روزهای بی پایان گم

کاش می توانستم

از دیار غریبانه دلتنگی هجرت کنم

کاش توان این را داشتم

تا مرز رویای سبز با هم بودن پرواز کنم

و در آغوش مهربانی ها جانی تازه بیابم

اما زندگی عوض نمی شود

و روی لحظه ها پا می گذارد

توهم عوض نمی شوی

 

افسوس...

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 7:4  توسط امیر  | 

واماعشق .....

دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ می شه

که می خوای اونو از رویاهات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی

بغلش کنی!!

بهترین دوست کسی که بتونی باهاش روی یه نیمکت بشینی

و چیزی نگی ولي وقتی ازش دور می شی حس کنی

بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 7:14  توسط امیر  | 

عزیز دلم....

سخته تو نباشي و دلم هواتو بکنه بخوام بيام به

 ديدنت نگام راهتو گم کنه چه سخته حرفاي دلم

 بمونه پشت حنجره اما به جاي جمله ها گريه

 بغضم و کم کنه تو دشت بي همنفسي يه روز

 واسم نفس بودي رفتي و من نميدونم دل بي

 نفس چيکار کنه وقتي نباشي زندگيم پوچه و معنا

 نداره دل به هواي ياد تو هنوز به من سر مي زنه

 از اين به بعد ستاره هاي هم باشيم حالا که

 آسمونمون با هم ديگه فرق مي کنه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:50  توسط امیر  | 

عاشق و دلداده

TinyPic image

 

اگه خواستي يه كسي،عاشق هم نفسي

قلبشو حيرونت كنه جونشو قربونت كنه

اگه داشتي هوسي ازگل باغ اطلسي

واسه تن پوش تنت بدوزه پيرهن يه كسي

خبرم كن تا بيام

اگه خواستي بدوني كدوم دلي عاشقته

چه كسي براي دوست داشتن تو لايقته

اگه خواستي بدوني كي واسه چشمات مي ميره

چه كسي سراغتواز دل تنها مي گيره

خبرم كن تابيام

خبرم كن تابيام گل بريزم به پاي تو

روزي صدبار بميرم زنده بشم براي تو

اگه خواستي يه كسي عاشق وآواره بشه

با شنيدن صدات بند دلش پاره بشه

خبرم كن تا بيام

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 11:48  توسط امیر  | 

هنوزم دوستت دارم

قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم

تا سرنوشت ما جدایی را رقم زد ای یار عاشق از جدایی نا گریزیم

قسمت نشد غمگینترین اغاز خود را در خلوت افسون چشمانت بخوانم

صد سوز پنهان مانده در سازم که یک شب با گریه در چشمانت بخوانم

 

اگر روزی کسی از   من بپرسد     که دیگر قصدت از این زندگی چیست

به او میگویم که میترسم از مرگ      مرا راهی به غیر از زندگی نیست

 

TinyPic image

 

مگه میشه گلهای سرخ بدون عشق شکفته شن

قاصدک ها بدون شوق تو رقص باد اشفته شن

مگه میشه حتی یک نگاه بی عشق تونفس کشید

چشما را باز به شوق تو وا کرد اما تو را ندید

 

نمیخواهم به جز من دوستار دیگری باشی

نمیخواهم برای لحظه ای به فکر دیگری باشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 20:3  توسط امیر  | 

وفاداری

سلام به همه دوستانی که این وبلاگ را میخوانند از شما خواهش میکنم

که نسبت به عشق خود وفادار باشید به عشق خود فرصت هم بدهید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 8:49  توسط امیر  |